شعله های زرد و قرمز
شعله های زرد و قرمز تو را به یاد چه می اندازند؟ شعله هایی که گاهی آنقدر بی رحمند که همه چیز را می بلعند. اگرچه این شعله ها زیبایی خاص خود را دارند ؛ اما گاهی به خاطر اندکی بی دقتی یا شاید هم به خاطر بازیگوشی یک کودک حادثه ای برزگ رقم بخورد.
به یاد آور لحظه ای را که همه تلاش می کنند برای مهار عامل مرگ !
لحظه ای که همه در دستشان سطل آبی است یا لحظه ای که صدای ناله از خانه هایی که به خاکستر تبدیل می گردند بلند می شود….
مبارزه با آتش
انسان ها، خیلی زود به رزمگاهشان آمدند.
مبارزه با آتش آغاز شده بود که هواپیمای بعثی دوباره از راه رسید و پالایشگاه را بمباران کرد.
درحادثه تعدادی از آتش نشان های شجاع کشورمان جانشان را تقدیم پروردگارشان کردند.
سال ها بعد به یاد آن فداکاری بزرگ روز هفتم مهرماه را روز آتش نشانی نام گذاشتند تا بهانه ای باشد برای تقدیر از مردانی که نامشان با ایثار و از خودگذشتگی گره خورده است.
فرا رسیدن 7مهر روز بزرگداشت آتش نشانی و ایمنی را به شما و همکاران محترمتان تبریک عرض نموده و از تلاش، ایثار و فداکاری شما در خدمت به مردم تقدیر و تشکر بعمل می آوریم و از خداوند تبارک و تعالی در سال حمایت از کالای ایرانی، سلامتی و توفیقات روز افزون شما را خواستاریم.
بازدید از نمایشگاه دفاع مقدس- جناب آقای میر زمانی(شهردار محترم)


نمایشگاه دفاع مقدس



بازدید از نمایشگاه دفاع مقدس
هیئت امنای مدرسه

کارکنان اداره اصناف

مهد کودک

بازدید از نمایشگاه دفاع مقدس- سپاه پاسداران



پلومرغ!
حضرت آیت الله مظاهری می فرماید: خدا رحمت کند پدرم را، ایشان می فرمود: آن وقت، با قافله به کربلا می رفتند. جایی منزل کردیم، دیدیم یک آقایی آنجا خوابیده است. گفتیم: شاید غذا نخورده باشد. یک کسی رفت، بیدارش کرد و گفت: بیا غذا بخور. آن مرد گفت: پلومرغ داری؟ گفت: نه. گفت: نه من نمی آیم.
آن کس گفت: ما آمدیم، خیال کردیم دیوانه است. در وسط راه و پلومرغ! به عنوان غذا حتی نان خالی نیز گیرشان نمی آید، حالا به او می گوییم بیا ناهار بخور می گوید پلومرغ دارید یا نه! گفت: فهمیدیم که دیوانه است.
امین در امانت داری
شیخ مرتضی انصاری، مرجع تقلید شیعیان بود. وی روزی که از دنیا رفت با آن ساعتی که به صورت یک طلبه فقیر دزفولی، وارد نجف شد، فرقی نکرد. وقتی مردم خانه او را دیدند، متوجه شدند که او مانند فقیرترین مردم زندگی می کند.
روزی شخصی به ایشان گفت: آقا! خیلی هنر می کنید که این همه وجوهات به دست شما می آید و از آنها هیچ گونه استفاده شخصی نمی کنید.
شیخ مرتضی گفت: چه هنری کرده ام!
مرد سؤال کننده گفت: چه هنری از این بالاتر!
شیخ مرتضی گفت: حداکثر، کار من، مثل کار خرک چی های کاشان است که می روند اصفهان و بر می گردند. خرک چی های کاشان پول می گیرند که بروند از اصفهان کالا بخرند و بیاورند. آیا شما دیده اید که اینها به مال مردم خیانت کنند! این مسئله، مسئله مهمی نیست که به نظر شما مهم آمده است
منبع : داستان های معنوی، ص 265.
کلیدهای تربیتی
شوق و رغبت به زیارت سیدالشهدا علیه السلام علامت تربیت صحیح فرد است. پس از آن غافل نباشیم.
سعی کنیم با برنامه ریزی هر زیارت مخصوصه را دست کم یک بار درک کنیم.
اساسا زیارت سیّدالشّهدا علیه السلام، یکی از راه های تشخیص محبّت به اهل بیت علیهم السلام است.
کجایند شور آفرینیان عشق؟
بار دیگر لاله ها از خاک روئیدن گرفت
غنچه، پیراهن شکاف انداخت، خندیدن گرفت
نغمه داوود سر دادند مرغان چمن
عطر گل در کوچه های شهر پیچیدن گرفت . . .
هفته دفاع مقدس گرامی باد
گرفتن مراسمات مذهبی و عزاداری
سوال:
آیا گرفتن مراسمات مذهبی و عزاداری در برج های و مجتمع های مسکونی در صورت ابراز نارضایتی برخی ساکنین اشکالی دارد؟
پاسخ:
*- مقام معظم رهبری: اقامه چنین برنامههایی از بهترین کارها و جزو مستحبات مؤکد میباشد؛ ولی واجب است برگزار کنندگان مراسم مذهبی از اذیت و ایجاد مزاحمت برای همسایگان بپرهیزند، هر چند با کم کردن صدای بلندگو باشد. [1]
*- آیت الله مکارم: در قسمتهایی از مجتمع که مشترک بین تمام ساکنان می باشد با رضایت تمام ساکنان، برگزاری مجلس عزاداری و… مانعی ندارد اما به نحوی عمل نمایند که اسباب آزار و ناراحتی دیگران فراهم نشود. ضمنا شرکت در آن مجلس اشکال ندارد. در قسمتهایی از مجتمع که خصوصی است برگزاری مجالس ذکر شده با رضایت مالک آن محل مانعی ندارد البته به نحوی عمل نمایند که اسباب آزار و ناراحتی دیگران فراهم نشود. ضمنا شرکت در آن مجلس اشکال ندارد. [2]
جاماندن از قافله شهدا
خواستم در باره درد و رنج جانبازان بنویسم مانده ام کدام دردشان را بیان کنم؟!
جاماندن از قافله شهدا را،
تاب نیاوردن را،
زجر کشیدن اطرافیان را،
دردهای پی در پی را،
فراموش شدنشان را،
بغض های سنگینشان را
و یا نگاههای سنگین بعضی از آدمها را؟!
از کدام جانباز بگویم؟!
خدای گنهکاران
* روزی حضرت موسی (علیه السلام) در کوه طور، هنگام مناجات عرض کرد:
ای پروردگار جهانیان!
جواب آمد: لبیک!
* سپس عرض کرد: ای خدای اطاعت کنندگان!
جواب آمد: لبیک!
* سپس عرض کرد: ای پروردگار گناه کاران! موسی (علیه السلام) شنید: لبیک، لبیک، لبیک!
* حضرت موسی (علیه السلام) عرض کرد: خدایا! حکمتش چیست که تو را به بهترین اسامی صدا زدم، یک بار جواب دادی؛ اما تا گفتم: ای خدای گنهکاران، سه مرتبه جواب دادی؟
* خداوند فرمود: ای موسی! عارفان، به معرفت خود و نیکوکاران به کار نیک خود و مطیعان به اطاعت خود اعتماد دارند؛ اما گنهکاران جز فضل من پناهی ندارند. اگر من هم آنها را از درگاه خود نا امید کنم، به درگاه چه کسی پناهنده شوند.
منبع :قصص التوابین، ص 198.



