پذيرش
با عرض سلام و تبريك لطفا جهت ثبت نام از 1394/06/01 الي 1394/06/12 با مدارك ذيل به مدرسه مراجعه فرماييد:
1. چهار قطعه عكس با چادر و بدون روتوش
2. كپي تمام صفحات شناسنامه و كارت ملي
3.اصل و كپي ديپلم يا مدرك بالاتر
غريب
سلام
سلامی ازجنس آشتی,سلامی غریب اماازجنس معرفت!آری غریب زیرامن ودوستانم هنوز سختیه روزهایی که مردانه درمیدان رزم سینه سپر،ایستاده بودید،باروزهایی که به زیرشکنجه های دست پروردهای دشمن بعثی وعروسک شرق وغرب طاب آورده تادینم,ایمانم,حجابم,خاک میهنم بماندوغریب بودم!…
امابعدازسالهای جنگ و اسارت قفس یزیدان زمان که برایتان سراسر آزادی وزیبایی بود,شادمانه درآسمان ایران بال گستردید.وروزهایی آمد که شماعباسان زمان خود به دست مردم همانند علم برافراشتید….
وامروز هم شما پسران خمینی کبیر(ره) هنوز درجهادید وراه آنان که ازمیان ماپرکشیدند ادامه میدهید,وفرقی نمیکند جبهه تان مرزوبوم وخاک باشد یاعلم و یا عقل وخاک عدم,واستادید ,آخربایدسرباز پروش داد,آخرما پیشوایانی داشتیم که جهل رابزرگترین دشمن میدانستد وباید بیداربود زیرا فرمودند کسی که بخوابد,دشمن بیداراست وشمااید باغبان گلستان معرفت که نگذارید علفهای هرز به تن بوته های جوان پنجه اندازد…
ازخداوند میخواهم همه برادران ایمانیم وخواهرانی که زینب وارمردانی تربیت کردند که دربند اسارت درس آزادگی تعلیم کردند وبرای همه پرجم داران اسلام وایران اسلامی طلب خیر وتوفیق روز افزون دارم واگربه دیارباقی شتافته اند قرین رحمت حق باشند باصلواتی بر محمد وآل پاکش…
ه.قره داغی
اسامی و القاب حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها (س)
نظرى بر اسامى و القاب حضرت فاطمه معصومه(س)
1- فاطمه
این مجلله عظیم الشان هم نام حضرت زهرا(س) و فاطمه یا فاطمه کبرى نامیده شده است.
در روایتى درباره مقام والا و عظمتشان حضرت زهرا(س)و علت نامیده شدن ایشان به فاطمه آمده است:
محمد بن مسلم گفت: از ابوجعفر امام باقر(ع)شنیدم که فرمود:
فاطمه داراى جایگاهى کنار در جهنم است. وقتى روز قیامت مى شود،میان دو چشم هر نفر، مومن یاکافر نگاشته مى شود. آنگاه به کسى که دوستدار اهل بیت است و گناهان فراوانى دارد، دستور داد همى شود به آتش افکنده گردد. وقتى حضرت فاطمه آن شخص را مى بیند، مى گوید: بارالها! مولاى من! مرا فاطمه نام نهادى و به واسطه من مى خواستى از کسانى که دوستدار من و ذریهام هستند، درگذرى وعدهات حق است و تو از وعدهات تخلف نمى کنى…
نتایج پذیرش
دروازه ای به دنیای الکترونیکی مکتوبات در اینترنت
روش شناسی فقه و حقوق:
www.balagh.net/persian/feqh/maqalat/koliyat/5.htm
روش شناسی فقه و حقوق به گزاره های روش شناسی در فقه و حقوق اشاره دارد که شامل مباحثی از قبيل: عقل گرايی، حس گرايی، جايگاه يقين، ظن و شک، و روش تفسير متون است.
چرا امام صادق(ع) را پایه گذار مکتب تشیع می نامند؟
لفظ شیعه در روزگار پیامبر(ص) بوده است و آن حضرت این واژه را درباره پیرامون علی(ع) به کار برده اند اما چرا این مذهب را منسوب به امام صادق(ع) کرده و از آن حضرت به <مذهب جعفری> تعبیر کرده اند، بدین علت بود که در فاصله انقراض امویان و قدرت یافتن عباسیان و نیز در دوران شکل گیری سلسه اخیر، امام صادق(ع) امکان و فرصت آن را یافت که به گسترش علم و رونق احکام الهی دست زند، ولی در شرایطی که سانسور و کنترل امویان و فاصله ای که بین اهل بیت(ع) و مردم پدید آورده بودند آزاد می شد، کوشید تا آموزش هایی که از طریق پدر و جدش آموخته بود انتشار دهد.
در چنین اوضاع واحوالی بود که امام صادق(ع) به شهرت رسید و امکان اظهار نظر پیدا کرد و توانست از یک سو آزادانه به نقد و بررسی مسائل دینی بپردازد و از سوی دیگر چهره سنت را از گرد و غبار و زنگار ها، آراء نادرست، شبهه ناک پاک کند.
بدین گونه بود که طالبان علم از جای جای جهان اسلام به مدینه هجرت کرده و در حوزه درس او گرد آمده در روزگار شکوفایی علم، مذهب اهل بیت به او منسوب شد، چرا که هر شیوه ای را از امام می پسنیده هر نظری که او تایید می کرد، لاجرم به او نست داده می شد.
در این دوران مبارک حوزه درسی امام صادق(ع) شهرتی عظیم یافت. وی رهبر فکری نهضت فرهنگی آن روزگار بود و کسانی که بعد ها مذاهب فقهی را تاسیس کردند در حوزه امام شرکت می کردند. در دوران یاد شده خانه امام صادق(ع) دانشگاهی بود که به حضور عالمان بزرگ در حدیث ، تفسیر،حکمت، کلام و … زینت یافته بود . در حوزه درسی وی غالبا دو هزار تن و گاه چهار هزار تن شرکت می کردند.
برنامه امتحانات شهریور سال تحصیلی 94-1393
برنامه امتحانات شهریور سال تحصیلی 94-1393
نامه سی ویک
از وصيت آن حضرت ( ع ) به حسن بن على ( عليهما السلام ) در آن هنگام كه از صفين بازمى گشت در « حاضرين » نوشته است
از پدرى در آستانه فنا و معترف به گذشت زمان ، كه عمرش روى در رفتن دارد و تسليم گردش روزگار شده ، نكوهش كننده جهان ، جاى گيرنده در سراى مردگان ، كه فردا از آنجا رخت برمى بندد ، به فرزند خود كه آرزومند چيزى است كه به دست نيايد ، راهرو راه كسانى است كه به هلاكت رسيده اند و آماج بيماريهاست و گروگان گذشت روزگار . پسرى كه تيرهاى مصائب به سوى او روان است ، بنده دنياست و سوداگر فريب ، و وامدار مرگ و اسير نيستى است و هم پيمان اندوهها و همسر غمهاست ، آماج آفات و زمين خورده شهوات و جانشين مردگان است .
نامه سی ام
ترجمه:
از نامه آن حضرت ( ع ) به معاويه
پس از خداى بترس . در آنچه به تو ارزانى داشته و در حقى كه بر گردن تو نهاده نظر كن و به شناخت چيزهايى كه به ناشناختنشان معذور نيستى باز گرد .
زيرا فرمانبردارى را نشانه هايى آشكار است و راههايى روشن و جادههايى راست و دور از كژى و نهايتى مطلوب همگان . راهى كه زيركان و خردمندان در آن گام نهند و سفلگان سرافكنده از آن دور مى شوند . هر كه از آن راه پاى بيرون نهد ، از راه حق بيرون شده و در بيابان گمراهى سرگردان گشته است . خدا نعمتش را بر او دگرگون كند و خشم خود را بر سر او فرستد . پس خود را بپاى ، خود را بپاى ، خداوند براى تو راهت را آشكار ساخته . هر جا كه هستى ، همانجا بايست كه كار را به حد نهايت رسانده اى . نهايتى كه خسران است و كفر . نفس تو ، تو را به بدى گرفتار ساخته و به گمراهى در انداخته و به مهلكه كشيده و راهها را بر تو دشوار گردانيده است.
نامه بیست و نه
و من كتاب له ع إلى أهل البصرة
وَ قَدْ كَانَ مِنِ اِنْتِشَارِ حَبْلِكُمْ وَ شِقَاقِكُمْ مَا لَمْ تَغْبَوْا عَنْهُ فَعَفَوْتُ عَنْ مُجْرِمِكُمْ وَ رَفَعْتُ اَلسَّيْفَ عَنْ مُدْبِرِكُمْ وَقَبِلْتُ مِنْ مُقْبِلِكُمْ فَإِنْ خَطَتْ بِكُمُ الْأُمُورُ اَلْمُرْدِيَةُ وَ سَفَهُ الْآرَاءِالْجَائِرَةِ إِلَى مُنَابَذَتِي وَ خِلاَفِي فَهَا أَنَا ذَا قَدْ قَرَّبْتُ جِيَادِي وَرَحَلْتُ رِكَابِي وَ لَئِنْ أَلْجَأْتُمُونِي إِلَى اَلْمَسِيرِ إِلَيْكُمْ لَأُوقِعَنَّ بِكُمْ وَقْعَةً لاَ يَكُونُ يَوْمُ اَلْجَمَلِ إِلَيْهَا إِلاَّ كَلَعْقَةِ لاَعِقٍ مَعَ أَنِّي عَارِفٌ لِذِي اَلطَّاعَةِ مِنْكُمْ فَضْلَهُ وَ لِذِي اَلنَّصِيحَةِ حَقَّهُ غَيْرُ مُتَجَاوِزٍ مُتَّهَماً إِلَى بَرِيٍّ وَ لاَ نَاكِثاً إِلَى وَفِيٍّ.
ترجمه:
از نامه آن حضرت ( ع ) به مردم بصره
شما خود مى دانيد كه چسان رشته فرمانبردارى را گسستيد و قدم در راه جدايى و دشمنى نهاديد . من گناهكارتان را عفو كردم و از گريختگانتان شمشير برداشتم و آنان را كه به ما روى آوردند ، پذيرفتم . حال اگر اعمال مرگ آور و آراء سفيهانه دور از صوابتان ، شما را وادارد كه پيمان بشكنيد و به خلاف من برخيزيد ، بدانيد ، كه من مهياى پيكارم و اسبان خود را پيش آوردهام و بر اشتران خويش پالان نهادهام . اگر ناچارم سازيد كه بر شما بتازم ، آنچنان جنگى آغاز مى كنم كه نبرد جمل در برابر آن حقير نمايد . با اينهمه ، ارج فرمانبرداريتان را مى شناسم و حق نيكخواهانتان را ادا مى كنم و بيگناه را به جاى گناهكار نمى گيرم و وفاكننده به عهد و بيعت را به جاى پيمان شكنان مؤاخذه نمى كنم.
نامه بیست و هشت
ترجمه:
نامهاى از آن حضرت ( ع ) در پاسخ معاويه و اين از بهترين نامه هاى امام ( ع ) است
اما بعد ، نامهات به من رسيد . در آن نوشته بودى كه خداوند ، محمد ( صلى الله عليه و آله ) را براى دين خود اختيار كرد و او را به كسانى كه خود نيرويشان داده بود ، يارى نمود .
روزگار شگفت چيزى را از ما نهان داشته بود و تو اكنون آشكارش ساختى . مى خواهى ما را از نعمتى كه خداوند به ما ارزانى داشته و پيامبر خود را به ميان ما فرستاده است ، خبر دهى ؟ تو ، در اين حال ، همانند كسى هستى كه خرما به هجر مى برد يا كسى را كه به او تير انداختن آموخته است به مبارزت طلبد .
نامه بیست و هفت
ترجمه:
عهدنامه اى از آن حضرت به محمد بن ابى بكر هنگامى كه او را حكومت مصر داد .
با ايشان فروتن باش و نرمخوى و گشادهرو . همه را يكسان بنگر . اگر يكى را به گوشه چشم نگريستى به ديگرى رو در رو نگاه مكن تا بزرگان از تو نخواهند كه بر ناتوانان ستم كنى و ناتوانان از عدالت تو نوميد نشوند . خداوند تعالى ، شما بندگانش را از اعمالتان مى پرسد ، چه خرد باشد و چه كلان ، چه آشكار و چه پنهان . پس اگر عذاب كند از ستمكارى شماست ، و اگر ببخشايد از بزرگوارى اوست .
و بدانيد ، اى بندگان خدا ، كه پرهيزگاران ، هم در اين دنياى زودگذر سود برند و هم در جهان آينده آخرت . آنها با مردم دنيا در كارهاى دنيوى شريك شدند و مردم دنيا با ايشان در كارهاى اخروى شريك نشدند . در دنيا زيستند ، نيكوترين زيستنها و از نعمت دنيا خوردند ، بهترين خوردنيها و از دنيا بهرهمند شدند آنسان ، كه اهل ناز و نعمت بهرهمند شدند و از آن كامياب گرديدند ، چونان كه جباران خودكامه كام گرفتند . سپس ، رخت به جهان ديگر كشيدند با ره توشهاى كه آنان را به مقصد رسانيد و با سودايى كه سود فراوانشان داد . لذت زهد را در دنيا چشيدند و يقين كردند كه در آخرت در جوار خداوندند . اگر دست به دعا بردارند ، دستشان را واپس نگرداند و بهرهشان از خوشى و آسايش نقصان نگيرد .
نامه بیست وشش
ترجمه:
نامهاى از آن حضرت ( ع ) به يكى از كارگزاران خود هنگامى كه او را براى گردآورى زكات فرستاد .
او را به ترس از خدا فرمان مى دهم ، چه در امور نهانى و چه اعمال پوشيده از نظرها . جايى كه جز خداى ناظر اعمال او نيست و جز خداى كارسازى نبود . فرمانش مى دهم كه به آشكارا اطاعت خداوند نكند و در نهان كارى به خلاف آن . زيرا كسى كه نهان و آشكارش و گفتار و كردارش يكى باشد ، امانت خدا را ادا كرده و در عبادتش اخلاص ورزيده . او را فرمان مى دهم كه مردم را نرنجاند و دروغگويشان نخواند و تهمت ننهد . و به اين دستاويز كه بر آنان امارت دارد ، روى از ايشان برمتابد . زيرا آنها برادران دينى او و در گرفتن حقوق خداوند ياران او هستند . تو را در اين صدقه نصيبى است ثابت و حقى است معلوم و نيز مسكينان و ناتوانان و بينوايان با تو شريكند . من حق تو را بتمامى مى پردازم ، تو نيز ، حق آنان را بتمامى بپرداز . كه اگر چنين نكنى در روز جزا مدعيان تو از همه بيش است و بدا به حال كسى كه مدعيانش ، در پيشگاه عدل الهى ، فقيران و مسكينان و سائلان و راندهشدگان و وامداران و در راه ماندگان باشند . هر كه امانت را بى ارج شمارد و در مزرع خيانت چرد و خود و دين خود را از لوث آن پاكيزه نسازد ، خود را در دنيا گرفتار خوارى و رسوايى ساخته و در آخرت خوارتر و رسواتر است . بزرگترين خيانت ، خيانت به مسلمانان است و بزرگترين دغلكارى ، دغلكارى با پيشوايان . والسلام
نامه بیست و پنج
ترجمه:
سفارشى از آن حضرت ( ع ) آن را براى كسى مى نوشت كه به گرفتن زكاتش مى فرستاد . جمله هايى از آن را در اينجا مى آوريم تا همگان بدانند كه على ( ع ) ستون حق را برپاى مى داشت و نشانه هاى عدالت را در كارهاى خرد و كلان و كلى و جزئى آشكار مى نمود.
در حركت آى ، با پرهيزگارى و ترس از خداوندى كه يگانه است و او را شريكى نيست . زنهار ، مسلمانى را مترسانى و اگر خود نخواهد به سراغش مروى و بيش از آنچه حق خداوند است ، از او مستانى . چون به قبيلهاى برسى بر سر آب آنها فرود آى و به خانه هايشان داخل مشو .
نامه بیست وچهار
ترجمه:
وصيتى از آن حضرت ( ع ) كه پس از او با اموالش چه كنند . آن را هنگامى كه از صفين باز مى گشت نوشته است .
اين وصيتى است كه بنده ، خدا ، على بن ابيطالب ، امير المؤمنين ، درباره دارايى خود بدان فرمان داده است . براى خشنودى خداوند تا او را به بهشت برد و در سراى امن خود فرود آورد .
از اين وصيت
حسن بن على به انجام دادن اين وصيت قيام مى كند . خود از دارايى من هزينه مى كند آنسان ، كه شايسته است ، و از آن انفاق مى كند آنسان ، كه شايسته است . اگر براى حسن حادثه اى پيش آيد و حسين زنده باشد ، او كار را بر عهده خواهد گرفت و وصيتم را مانند برادرش به انجام خواهد رسانيد . نصيب دو پسر فاطمه از صدقه على همان مقدار است كه ديگر فرزندان على را . و اگر پسران فاطمه را براى اين كار تعيين كردهام ، براى خشنودى خدا و تقرب به رسول الله ( ص ) و پاس حرمت و شرف خويشاوندى اوست . و با كسى كه اين كار را بر عهده دارد ، شرط مى كنم كه اصل مال را به همان گونه كه هست باقى گذارد و از ثمره آن هزينه كند ، به شيوه اى كه بدان مأمور شده و راهنمايى گشته است . ديگر اينكه ، نهالهاى نخلهاى آن قريه ها را نفروشد تا به قدرى فراوان گردند كه شناختن نخلستانها براى كسى ، كه آنها را پيش از اين ديده است ، دشوار باشد .