راه شناخت عاقل و احمق(اخلاقى)
حكمت 41راه شناخت عاقل و احمق(اخلاقى)
و قد روى عنه [عليه السلام] هذا المعنى بلفظ آخر و هو قوله
قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِى فِيهِ وَ لِسَانُ الْعَاقِلِ فِى قَلْبِهِ و معناهما واحد .
و درود خدا بر او ، فرمود : قلب احمق در دهان او ، و زبان عاقل در قلب او قرار دارد .
دروازه ای به دنیای الکترونیکی مکتوبات در اینترنت
سايتها و نشريات حقوقی:
www.shirazu.ac.ir/old%20site/schools/law/othersites.htm
آدرس نشريات فارسی در بخش حقوق و آدرس سايتهاي دانشکده های حقوق در ايران و جهان.
داستان اميد به رحمت خدا
حضرت موسي از خدا خواست بدترين بنده اش را به او نشان دهد ؛ خداوند فرمود : صبح به دروازه شهر برو و اولين کسي که از دروازه خارج شد بدترين بنده من است.
حضرت موسي صبح بر در دروازه ايستاد و ديد يک مرد با بچه اش در حال خروج هستند ، متوجه شد که آن پدر بدترين بنده است موسي به خدا عرض کرد :دوست دارم بهترين بنده ات را ببينم . خداوند فرمود : شب بردروازه شهر برو و اولين نفري که وارد شد بهترين بنده من است
موسي بر دروازه منتظر ماند اما چون اولين نفر وارد شد موسي با تعجت ديد همان پدر و پسر است به خدا عرضه داشت : خدايا راز اين چيست؟
خداوند فرمود : اين مرد صبح که رفت بدترين بندگانم بود در راه به درختي رسيدند پسر از پدر سوال کرد : بزرگتر از اين درخت هم هست ؟
پدر گفت بله ، کوهها .
- بزرگتر از کوهها چطور ؟
- زمين
- بزرگتر از زمين چيست ؟
- آسمان
- بزرگتر از آسمان هم هست ؟
پدر سر به زير انداخت و گفت: بله ، و آن گناهان پدر توست
- پدر بزرگتر از گناهان تو چه ، بزرگتر هم چيزي هست ؟
- بله پسرم رحمت خدا بزرگتر از گناهان من است
موسي چون آن بنده ي من به رحمت من اميد داشت او را بخشيدم.
اميد به رحمت خدا
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
بگو اى بندگان من كه بر خويشتن زيادهروى روا داشتهايد[بيش از حد گناه کرده ايد] از رحمت خدا نا اميد نشويد، در حقيقتخدا همه گناهان را مىآمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است.
سوره مبارکه زمر آیه ۵۳
حق الهي
آیت الله جوادی آملی می فرمایند:
” حرمت زن
نه اختصاص به خود زن دارد
نه مال شوهر
و نه ویژه برادران
و فرزندانش می باشد
همه ی اینها اگر رضایت بدهند
قرآن راضی نخواهد بود
چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است ..
حجاب زن حقی است الهی ٬
عصمت زن “حق الله” است ٬
زن به عنوان امین حق الله از نظر قران مطرح است.
زن باید این مسئله را درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر کردم.
حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم .
حجاب زن مال خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت دهند .
حجاب زن حقی الهی است.
در شگفتم
امام رضا عليه السلام مي فرمايند:
در آن گنجى كه خدا براى دو كودك يتيم حفظ و نگهدارى مي كرد (كه در داستان حضرت موسي و حضرت خضر در سوره كهف آيات 60 تا 82 آمده است)نوشته بود:
1. در شگفتم از كسى كه يقين به مرگ دارد چطور مي خندد و شادمان است.
2. در شگفتم از كسى كه يقين به قيامت دارد چطور معصيت مي كند،
3. در شگفتم از كسى كه يقين به مقدرات الهى دارد چرا غمگين و افسرده خاطر است.
4. در شگفتم از كسى كه دنيا و دگرگونى او را ميداند چطور مطمئن به آن ميباشد
منبع : إرشاد القلوب إلى الصواب جلد1صفحه 113
انواع رابطه در قرآن
سه نوع رابطه در قرآن داريم:
1. رابطه پيامبر با مردم. رحمت «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعَالَمِينَ» (انبياء/ 107)
2.رابطه مردم با پيامبر. مودت «إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِى الْقُرْبى» (شورى/ 23)
3.رابطه زن و شوهر، هم مودت و هم رحمت «وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَه» (روم/ 21)
در رحمت نوعي بخشش نيز هست
مرد بايد در خانه چنان اخلاقي داشته باشد كه همه ي اهل خانه آرزوي ديدارش را داشته باشند
داستان:
همسر شهيد مهدي باكري تعريف مي كرد:
خانه مان کوچک بود؛ گاهي صدايمان مي رفت طبقه ي پايين. يک روز همسايه پاييني به م گفت : به خدا اين قده دلم مي خواد يه روز که آقا مهدي مي ياد خونه لاي در خونه تون باز باشه ، من ببينم شما دو تا زن و شوهر به هم ديگه چي مي گيد، اين قدر مي خنديد؟
منبع: يادگاران كتاب مهدي باكري
داستانك توكل
كوهنوردي ميخواست به قلهای بلندی صعود كند.
پس از سالها تمرين و آمادگي، سفرش را آغاز كرد. به صعودش ادامه داد تا اين كه هوا كاملا تاريك شد. به جز تاريكي هيچ چيز ديده نميشد. سياهي شب همه جا را پوشانده بود و مرد نميتوانست چيزي ببيند حتي ماه و ستارهها پشت انبوهي از ابر پنهان شده بودند.
كوهنورد همانطور كه داشت بالا ميرفت، در حالي كه چيزي به فتح قله نمانده بود، پايش ليز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط كرد،سقوط همچنان ادامه داشت كه ناگهان دنباله طنابی که به دور كمرش حلقه خورده بود بين شاخه های درختی در شيب کوه گير کرد و مانع از سقوط كاملش شد. در آن لحظات سنگين سكوت، که هيچ اميدی نداشت از ته دل فرياد زد: خدايا كمكم كن !
ندايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه ميخواهي؟
- نجاتم بده خدای من!
- آيا به من ايمان داري؟
- آري. هميشه به تو ايمان داشتهام
- پس آن طناب دور كمرت را پاره كن! كوهنورد وحشت كرد. پاره شدن طناب يعني سقوط بيترديد از فراز كيلومترها ارتفاع.
گفت: خدايا نميتوانم.
خدا گفت: آيا به گفته من ايمان نداري؟
كوهنورد گفت: خدايا نمي توانم. نميتوانم.
روز بعد، گروه نجات گزارش داد كه جسد منجمد شده يك كوهنورد در حالي پيدا شده كه طنابي به دور كمرش حلقه شده بود و تنها دو متر با زمين فاصله داشت….
توكل
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ [طلاق 3]
و هر كس بر خدا توكّل كند، خدا كفايتش مى كند
گاهي ما در توكل ، توقع داريم اول اسباب درست شدن كارمان را ببينيم و بعد توكل كنيم ؛ مثلا
خداوند در آيه 32 سوره نور مي فرمايد : شما ازدواج كنيد ما روزيتان را مي رسانيم ؛ بعد ما مي گوييم : اول روزيمان را بده تا به تو توكل كنيم
درهنگام رفتن به سربازي يا دانشگاه و … به خدا توكل كنيم نه به پارتي ؛ مي گوييم : اول ببينيم خدا چه مي كند بعد توكل مي كنيم و …
راه شناخت عاقل و احمق(اخلاقى)
حكمت 40راه شناخت عاقل و احمق(اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ
قال الرضى و هذا من المعانى العجيبة الشريفة و المراد به أن العاقل لا يطلق لسانه إلا بعد مشاورة الروية و مؤامرة الفكرة و الأحمق تسبق حذفات لسانه و فلتات كلامه مراجعة فكره و مماخضة رأيه فكأن لسان العاقل تابع لقلبه و كأن قلب الأحمق تابع للسانه .
و درود خدا بر او، فرمود : زبان عاقل در پشت قلب اوست ، و قلب احمق در پْشت زبانش قرار دارد.
(اين سخنان ارزشمند و شگفتى آور است ، كه عاقل زبانش را بدون مشورت و فكر و سنجش رها نمى سازد . اما احمق هر چه بر زبانش آيد مى گويد بدون فكر و دقت ، پس زبان عاقل از قلب او و قلب احمق از زبان او فرمان مى گيرد).
جايگاه واجبات و مستحبات (عبادت ، معنوى)
حكمت 39جايگاه واجبات و مستحبات (عبادت ، معنوى)
وَ قَالَ [عليه السلام] لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ .
و دورد خدا بر او ، فرمود : عمل مستحب، انسان را به خدا نزديك نمى گرداند، اگر به واجب زيان رساند.
ارزش ها و آداب معاشرت با مردم (اخلاقى، اجتماعي، تربيتى)
حكمت 38ارزش ها و آداب معاشرت با مردم (اخلاقى، اجتماعي، تربيتى)
امام علی(ع)به فرزندش امام حسن [عليه السلام] فرمود : پسرم ! چهار چيز از من يادگير (در خوبى ها ) ، و چهار چيز به خاطر بسپار (هشدارها)، كه تا به آن ها عمل مى كنى زيان نبيني:
الف ـ خوبى ها
1 ـ همانا ارزشمند ترين بى نيازى عقل است . 2 ـ و بزرگ ترين فقر بى خردى است . 3 ـ و ترسناك ترين تنهايى خود پسندى است . 4 ـ و گرامى ترين ارزش خانوادگى ، اخلاق نيكوست.
ب ـ هشدار ها
1 ـ پسرم ! از دوستى با احمق بپرهيز ، چرا كه مى خواهد به تو نفعى رساند اما دچار زيانت مى كند.
2 ـ از دوستى با بخيل بپرهيز ، زيرا آنچه را كه سخت به آن نياز دارى از تو دريغ مى دارد.
3 ـ و از دوستى با بدكار بپرهيز، كه با اندك بهايى تو را مى فروشد.
4 ـ و از دوستى با دروغگو بپرهيز كه به سراب ماند: دور را به تو نزديك ، و نزديك را دور مى نماياند.
ضرورت ترك آداب جاهلي (اخلاقى)
حكمت 37ضرورت ترك آداب جاهلي (اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] وَ قَدْ لَقِيَهُ عِنْدَ مَسِيرِهِ إِلَى الشَّامِ دَهَاقِينُ الْأَنْبَارِ فَتَرَجَّلُوا لَهُ وَ اشْتَدُّوا بَيْنَ يَدَيْهِ فَقَالَ
مَا هَذَا الَّذِى صَنَعْتُمُوهُ فَقَالُوا خُلُقٌ مِنَّا نُعَظِّمُ بِهِ أُمَرَاءَنَا فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا يَنْتَفِعُ بِهَذَا أُمَرَاؤُكُمْ وَ إِنَّكُمْ لَتَشُقُّونَ عَلَى أَنْفُسِكُمْ فِى دُنْيَاكُمْ وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِى آخِرَتِكُمْ وَ مَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّةَ وَرَاءَهَا الْعِقَابُ وَ أَرْبَحَ الدَّعَةَ مَعَهَا الْأَمَانُ مِنَ النَّارِ .
و درود خدا بر او ، فرمود : ( در سر راه صفّين دهقانان شهر انبار تا امام را ديدند پياده شده و پيشاپيش آن حضرت مى دويدند فرمود چرا چنين مى كنيد؟ گفتند عادتى است كه پادشاهان خود را احترام مى كرديم، فرمود) به خدا سوگند كه اميران شما از اين كار سودى نبردند، و شما در دنيا با آن خود را به زحمت مى افكنيد ، و در آخرت دچار رنج و زحمت مى گرديد، وچه زيانبار است رنجى كه عذاب در پى آن باشد ، و چه سودمند است آسايشى كه با آن ، امان از آتش جهنم باشد.
آرزوهاى طولانى و بزهكاري (اخلاقى)
حكمت 36آرزوهاى طولانى و بزهكاري (اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ أَسَاءَ الْعَمَلَ .
و دورد خدا بر او ، فرمود : كسى كه آرزوهايش طولانى است كردارش نيز ناپسند است .
ضرورت موقعيت شناسى (اخلاقى ، اجتماعى)
حكمت 35ضرورت موقعيت شناسى (اخلاقى ، اجتماعى)
وَ قَالَ [عليه السلام] مَنْ أَسْرَعَ إِلَى النَّاسِ بِمَا يَكْرَهُونَ قَالُوا فِيهِ بِمَا لَا يَعْلَمُونَ .
و درود خدا بر او ، فرمود : كسى در انجام كارى كه مردم خوش ندارند، شتاب كند ، دربارة او چيزى خواهند گفت كه از آن اطلاعى ندارند.