نيكوگفتاری با ديگران
بهترين چيزي را كه دوست داريد درباره شما بگويند ، درباره مردم بگوييد.
امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ پنج نكته را سفارش فرموده اند:
اگر مورد ستم واقع شدي ستم مكن.
اگر به تو خيانت كردند خيانت مكن.
اگر تكذيبت كردند خشمگين مشو.
اگر مدحت كنند شاد مشو.
اگر نكوهشت كنند بي تابي مكن.
صفحات: 1· 2
سيره اخلاقي امام باقر(عليه السلام)
روايات بسياري از ائمه اطهار و رسول اكرم تصريح مي كنند كه اخلاق نيكو بخش عمده ايي از دينداري است. و حتي نبي مكرم اسلام(صلوات الله عليه)، در حديثي يادآوري كرده اند كه ايشان براي تكميل مكارم اخلاقي مبعوث شده اند.
اخلاق نيكو در كنار ايمان به خداوند و روز حساب ، اقامه نماز، پرداخت زكات و انفاق مال در راه خدا و شكيبايي در مصايب از صفات برجسته نيكوكاران، راستگويان و پرهيزگاران است.
جامعه اسلامي آنگاه بر راه درست گام برميدارد و آن زمان شايسته اين صفت اسلامي خواهد بود كه بيش از هميشه بر طريق اخلاق انساني گام بردارد؛ چون موازين اخلاقي براي فرد همچون قوانين براي جامعه است. جامعه بي قانون با انسان بي اخلاق برابر است. هر دو برآشفته ، غيرقابل اعتماد و راكد اند و هر دو رو به سوي قهقرا خواهند رفت.
بهتر آن است با توجه به روزهايي چنين خوش كه شادي را از ميلاد امام محمد باقر به عاريت گرفته است، به اين اصل اساسي در سخنان عالم خاندان علم و امامت امام محمد باقرعليه السلام بپردازيم.
سيره علمي امام باقر (عليه السلام)
زندگي امام باقرعليه السلام مصادف با دوران پر تلاطم زوال بني اميه بوده است، اما به دليل شرايط خاص آن زمان ايشان از نظر سياسي در انزوا بودند و اعتراض هاي او، با اين كه در اين راه تا سر حد شهادت حركت كرد، به صورت يك نهضت سياسي همه جانبه براي سرنگوني رژيم بني اميه نيانجاميد.
او دريافته بود فرهنگ تشيع در انزوا قرار دارد؛ از اين رو لازم بود به يك انقلاب وسيع فرهنگي دست بزند و با تشكيل حوزه علميه و تربيت شاگردان برجسته، فقه آل محمد ـ صلي الله عليه وآله ـ و خط فكري تشيع را آشكار كند.
تسلیت
هفتم ماه ذی الحجه مصادف است با سالروز شهادت پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) شهادت این بزرگوار را به تمامی ارادتمندان خاندان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت می گوییم .
برگزاري گراميداشت سالگرد شهادت شهيد حججی
در سالروز شهادت مدافع حرم شهيد حججي ويژه برنامه ختم قرآن در نمازخانه مدرسه كه به نام شهيد بزرگوار شهيد حججي مي باشد بر گزار شد.
در اين برنامه كادر مدرسه با حضور در نمازخانه يك ختم قران جهت شادي روح شهيد هديه نمودند.

اوج محبت
بر اوج محبت علی اوجی نیست
در بحر بجز کرامتش موجی نیست
در کل ممالک و مذاهب به جهان
مانند علی و فاطمه زوجی نیست
سالروز نورانی ترین پیوند هستی مبارک
جشن میلاد امام رضا علیه السلام
به گزارش معاون فرهنگی مدرسه ویژه برنامه میلاد امام رضا علیه السلام در آستان مقدس امامزاده عماد الدین علیه السلام بر گزار شد. در این برنامه ضمن پرداختن به سیره عملی امام رضا علیه السلام توسط سخنران برنامه اجرای تئاتر. مشاعره رضوی .

توزیع بروشور .مسابقه و اهدا جایزه از جمله برنامه های متنوع فرهنگی در مراسم بود که مورد استقبال زائران قرار گرفت.

ایستگاه صلواتی
برپایی ایستگاه صلواتی به مناسبت میلاد امام رضا علیه السلام هم اکنون در مدرسه علمیه امام خمینی (ره )

حضور اعضا هیئت امنا و مسئولین مدرسه علمیه امام خمینی ره در دفترامام جمعه رباط کریم
اعضاهیئت امنا به همراه مدیر و معاونین مدرسه علمیه امام خمینی (ره) در دفتر امام جمعه حضور یافته و انتصاب شایسته حجت الاسلام ترابی را به عنوان امام جمعه جدیدشهرستان رباط کریم تبریک عرض نموده وآمادگی خود را جهت یاری رساندن و کمک به پیشرفت امور فرهنگی و تبلیغی در سطح شهرستان اعلام نمودند.

داستانی شگفت آور از بازدید زیارت امام رضا علیه السلام
آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی (ره) نقل می کنند :
شب اول قبر آيتالله شيخ مرتضی حائری برايش نماز ليلة الدّفن خواندم، همان نمازی که در بين مردم به نماز وحشت معروف است.
بعدش هم يک سوره ياسين قرائت کردم و ثوابش را به روح آن عالم هديه کردم .
چند شب بعد او را در عالم خواب ديدم. حواسم بود که از دنيا رفته است. کنجکاو شدم که بدانم در آن طرف مرز زندگی دنيايي چه خبر است؟!
پرسيدم: آقای حائری، اوضاعتان چطور است؟
آقای حائری که راضی و خوشحال به نظر می آمد، رفت توی فکر و پس از چند لحظه، انگار که از گذشتهای دور صحبت کند شروع کرد به تعريف کردن…
وقتي از خيلي مراحل گذشتيم، همين که بدن مرا در درون قبر گذاشتند، روحم به آهستگي و سبکي از بدنم خارج شد و از آن فاصله گرفت. درست مثل اينکه لباسي را از تنت درآوري. کم کم ديگر بدن خودم را از بيرون و به طور کامل ميديدم. خودم هم مات و مبهوت شده بودم، اين بود که رفتم و يک گوشهاي نشستم و زانوي غم و تنهايي در بغل گرفتم.
ناگهان متوجه شدم که از پايين پاهايم، صداهايي ميآيد. صداهايي رعبآور و وحشتافزا! صداهايی نامأنوس که موهايم را بر بدنم راست ميکرد. به زير پاهايم نگاهي انداختم. از مردمي که مرا تشيع و تدفين کرده بودند خبري نبود. بياباني بود برهوت با افقي بيانتها و فضايي سرد و سنگين و دو نفر داشتند از دور دست به من نزديک ميشدند. تمام وجودشان از آتش بود. آتشي که زبانه ميکشيد و مانع از آن ميشد که بتوانم چشمانشان را تشخيص دهم. انگار داشتند با هم حرف ميزدند و مرا به يکديگر نشان ميدادند. ترس تمام وجودم را فرا گرفت و بدنم شروع کرد به لرزيدن. خواستم جيغ بزنم ولي صدايم در نميآمد. تنها دهانم باز و بسته ميشد و داشت نفسم بند ميآمد. بدجوري احساس بی کسی و غربت کردم
گفتم خدايا به فريادم برس! خدايا نجاتم بده، در اينجا جز تو کسی را ندارم….
همين که اين افکار را از ذهنم گذرانيدم متوجه صدايی از پشت سرم شدم.
صدايی دلنواز، آرامش بخش و روح افزا و زيباتر از هر موسيقی دلنشين!
سرم را که بالا کردم و به پشت سرم نگريستم، نوری را ديدم که از آن بالا بالاهای دور دست به سوی من ميآمد.
هر چقدر آن نور به من نزديکتر ميشد آن دو نفر آتشين عقبتر و عقبتر ميرفتند تا اينکه بالاخره ناپديد گشتند.
نفس راحتي کشيدم و نگاه ديگري به بالاي سرم انداختم. آقايي را ديدم از جنس نور !
نوری چشم نواز و آرامش بخش.
ابهت و عظمت آقا مرا گرفته بود و نميتوانستم حرفي بزنم و تشکري کنم، اما خود آقا که گل لبخند بر لبان زيبايش شکوفا بود سر حرف را باز کرد و پرسيد: آقای حائری! ترسيدی ؟
من هم به حرف آمدم که: بله آقا ترسيدم، آن هم چه ترسي! هرگز در تمام عمرم تا به اين حد نترسيده بودم. اگر يک لحظه ديرتر تشريف آورده بوديد حتماً زهره ترک ميشدم و خدا ميداند چه بلايي بر سر من ميآوردند.
بعد به خودم جرأت بيشتر دادم و پرسيدم: راستي، نفرموديد که شما چه کسي هستيد.
و آقا که لبخند بر لب داشت و با نگاهی سرشار از عطوفت، مهربانی و قدرشناسی به من می نگريستند فرمودند:
من علی بن موسی الرّضا هستم. آقای حائری! شما ۷۰ مرتبه به زيارت من آمديد من هم ۷۰ مرتبه به بازديدت خواهم آمد، اين اولين مرتبهاش بود ۶۹ بار ديگر هم خواهم آمد.
منبع :کرامات امام رضا (ع) از زبان بزرگان نویسنده حسین صبوری .
حب به خدا
رُوِیَ عَن عَلِیِّ اَمیرِالمُومِنینَ عَلَیهِ السَّلامُ قالَ
کَما اَنَّ الشَّمسَ وَ الَّلیلَ لا یَجتَمِعانِ کَذلِکَ حُبُّ اللهِ وَ حُبُّ الدُّنیا لا یَجتَمِعانِ
حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمودند
همان طور که خورشید و شب با یکدیگر جمع نمی شوند، محبّت و دل بستگی به خداوند نیز با محبّت و دل بستگی به دنیا جمع نمی شوند.
شرح حدیث:
خیلی زیبایی در این روایت دیده می شود. انسان اگر بخواهد بفهمد حبّ به خدا دارد یا نه، راهش چیست؟ این امری نیست که هفته ای و ماهی یا سالی یک بار پیش بیاید، بلکه انسان در هر روز چندین بار بر سر دو راهی دنیا و آخرت قرار می گیرد؛ آن هم نه فقط بُعد وجودی او، بلکه تمام ابعاد وجودیش مثل قلب، عقل، اعضاء و جوارح، دست، پا، زبان، گوش، چشم و حتّی خطورات ذهنیّه او مثل دروغ، غیبت، تهمت، مال حرام خواری، نگاه به نامحرم و… انسان ببیند کدام را انتخاب می کند امر الهی را انتخاب می کند که نور است، یعنی محبّت و دوستی به خداوند را، یا این که معصیت را انتخاب می کند که ظلمت و تاریکی و محبّت و دل بستگی به دنیاست؟
نور و ظلمت در یک جا جمع نمی شوند و دل ظرف محبّت خداوند است و دو شیء و دو چیز در او جای نمی گیرد، محبّت و دل بستگی به خداوند یعنی نورانیّت، نشاط، آرامش، برکت، نیکوکاری. و محبّت و دل بستگی به دنیا، یعنی ظلمت، تاریکی، اضطراب، افسردگی، فساد، گناه و معصیت. حالا انسان ببیند در شبانه روز زندگی خود چه چیز را انتخاب می کند؟ این از عمل انسان معلوم می شود. آیا دل را در اختیار صاحب خانۀ با محبت خود و انجام فرامین او قرار داده ایم؟ یا اینکه با نافرمانی، معصیت و گناه صاحب خانه را از دل بیرون کرده به مستأجر و یا بالاتر به غاصبی که محبّت دنیا و شیطان است داده و دل را بیمار کرده ایم؟
انسانی که کارهای شیطانی انجام می دهد و می گوید خدا را دوست دارم، حرفش یک دروغ و فریب شیطان است. او دل را به شیطان تحویل داده است. البته چون خداوند کریم، مهربان و توّاب است، انسان می تواند با توبه و انجام اعمال نیک دل خود را از شیطان پس گرفته و ظرف محبّت خدا کند.
منبع :
غرر الحِکَم و دُرر الکَلِم صفحه ۱۴۱ روایت ۲۵۱۳.
خيانت در زيارت
جناب حاج آقا حسن فرزند مرحوم آيت الله حاج آقا حسين طباطبائی قمی نقل كرد: كه برای معالجه چشم از مشهد به تهران آمده بودم، همان زمان يكی از تجار تهران كه او را می شناختم به قصد زيارت امام هشتم به خراسان رفت.
شبی از شبها در عالم خواب ديدم كه در حرم امام هشتم می باشم و امام روی ضريح نشسته اند، ناگاه ديدم آن تاجر تيری به طرف مقابل امام پرتاب نمود و امام ناراحت شدند. بار دوم از طرف ديگر ضريح تيری به طرف امام پرتاب نمود و حضرت ناراحت شد. بار سوم تير از پشت به جانب امام پرتاب نمود كه اين دفعه امام به پشت افتادند.
من از وحشت از خواب بيدار شدم . معالجه ام تمام شد و می خواستم به خراسان مراجعت نمايم، لكن توقف بيشتری كردم تا آن تاجر از خراسان برگردد و از حالش جويا شوم. از مسافرت برگشت و سوالاتی كردم اما چيزی نفهميدم، تا اينكه خوابم را برايش تعريف كردم.
اشك از چشمانش جاری شد و گفت: روزی وارد حرم امام رضا عليه السلام شدم و طرف پيش رو زنی دست به ضريح چسبانده و من خوشم آمد و دست خود را روی دست او گذاشتم، زن رفت طرف ديگر ضريح، من هم رفتم باز دست خود را بر روی دست او گذاشتم، رفت طرف پشت سر، من هم رفتم، تا دست خود را به ضريح گذاشت، دست خود را روی دست او گذاشتم، از او سوال نمودم كه اهل كجائی. گفت: اهل تهران، با او رفاقت نموده و به تهران آمديم.
منبع: یکصد موضوع، 500_داستان
سید علی اکبر صداقت.
پیام امام رضا(ع) به شیعیان
- ️روایت شیخ مفید از پیام حضرت امام رضا(ع) به شیعیان، از طریق حضرت عبدالعظیم حسنی
* ️اى عبد العظيم! دوستانم را از جانب من سلام برسان و به آنان بگو كه: شيطان را به دل های خود راه ندهند
* ️و ايشان را به راستگويى و امانتدارى سفارش كن.
* ️به آنان توصيه كن كه خاموشى گزينند و بحث و جدل در کارهای بیهوده را رها کنند.
* ️و به یکدیگر روی آورند، و به دیدار هم روند، زیرا این کارها سبب تقرّب و نزدیکی آنها به من می شود.
* ️و خود را مشغول ریختن آبروی یکدیگر نکنند، که من با خود عهد کرده ام، هرکس مرتکب چنین کاری شود و یکی از دوستانم را ناراحت و خشمگین سازد، از خداوند بخواهم که در دنيا سخت ترين عذاب را به او بچشاند، و چنین فردی در آخرت از زیانکاران خواهد بود!
* ️و به دوستان ما آگاهی ده که خداوند، نیکو کارانِ آنان را مورد بخشایش خویش قرار می دهد و از بدکارانِ آنان می گذرد، مگر کسی که به او شرک ورزد و یا یکی از دوستان مرا آزار دهد، یا در دلش نسبت به وی قصد سوئی داشته باشد،
پس خداوند، او را نمی آمرزد تا آنکه از این نیّت بازگردد. پس اگر همچنان بر این نیّت بماند، خداوند روح ایمان را از قلبش می برد، و چنین فردی از ولایت و دوستی من خارج می شود
و از ولایت ما بهره ای نخواهد داشت،
و پناه بر خدا از چنین چیزی!
منبع : الإختصاص: ص۲۴۷،بحار الأنوار: ج۷۴ ص۲۳۰.
معنی زیارت
زیارت؛ یعنى به حضور کسى رفتن و او را ملاقات نمودن. زیارت پیشوایان و بزرگان دین نیز به همین معناست. هدف زیارت برقرارى ارتباط با معصومین و اولیاء الله است و در این جهت باید تلاش نمود، در نتیجه واجب نیست که حتماً زیارتنامه خواند، بلکه مىتوان با آنها حرف زد و درد دل نمود.
ازاین رو زیارت به محض رفتن به حرم ائمه علیهم السلام و یا بزرگان دیگر و سلام بر آنان تحقق مى یابد. بقیه کارها از جمله آداب است که برخى از آنها مأثورند؛ یعنى از خود اهل بیت علیهم السلام دستوراتى در مورد آن وارد شده است؛ مانند« زیارت امین الله»، «عاشورا » و… به هر حال اصل زیارت با رفتن به حضور تحقق مى یابد و بقیه از آداب است. روشن است که درک این حضور، عنصری کلیدی به شمار می آید.
آداب زیارت امامزادگان
رعایت ادب و آداب در هر امری، سبب دست یافتن بهتر به اهداف آن کار است. هر چیزی هم برای خود آدابی دارد؛ مثل آداب تجارت، آداب معاشرت، آداب کسب علم، آداب جنگ و مبارزه، آداب نماز و قرائت و … که شناخت و مراعات آن ها، آن امر را موفقیت آمیز تر می سازد و عامل را به هدف نزدیک تر می سازد.
از جمله برای زیارت هم آدابی ذکر شده است. مراعات آنها هم ثواب بیشتر دارد، هم زائر را در دستاورد های معنوی زیارت کامیاب تر می سازد و هم تربیت کننده است و مایه ارتباط روحی بهتر .