ما هم بریم تفنگ بچه ها روی زمین نمونه
پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟…
گفت: برو عزیزم.
رفت و والفجر مقدماتی شهید شد!
پسر دوم گفت: مادر، داداش که رفت، من هم برم؟
گفت: برو عزیزم.
رفت و عملیات خیبر شهید شد!
پدر گفت:
حاج خانم بچه ها رفتند، ما هم بریم تفنگ بچه ها روی زمین نمونه، رفت و کربلای پنج شهید شد!
مادر به خدا گفت:
همه دنیام رو قبول کردی، خودم رو هم قبول کن
رفت و در حج خونین شهید شد ..
بسیج
مقام معظم رهبری(مدظله العالی):
بسیج یعنی حضور بهترین و با نشاط ترین و با ایمان ترین نیرو های عظیم ملت در میدان هایی که برای منافع ملی، برای اهداف بالا، کشورشان به آن ها نیاز دارد، همیشه بهترین، خالص ترین، شرافتمندترین و پرافتخارترین انسان ها این خصوصیات را دارند. بسیج در یک کشور، معانیش آن طمره ای است که حاضرند این پرچم افتخار را بر دوش بکشند و برایش سرمایه گذاری کنند.
متحد بودن امت اسلامی دستور قرآن است
سوره مبارکه آل عمران آیه 103
وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا وَلا تَفَرَّقوا ۚ وَاذكُروا نِعمَتَ اللَّهِ عَلَيكُم إِذ كُنتُم أَعداءً فَأَلَّفَ بَينَ قُلوبِكُم فَأَصبَحتُم بِنِعمَتِهِ إِخوانًا وَكُنتُم عَلىٰ شَفا حُفرَةٍ مِنَ النّارِ فَأَنقَذَكُم مِنها ۗ كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُم آياتِهِ لَعَلَّكُم تَهتَدونَ
ترجمه:
و همگی به ریسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله وحدت]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ حفرهای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار میسازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید.
متحد بودن امت اسلامی دستور قرآن است
ادامه مطلب در صفحه بعد
صفحات: 1· 2
گرفتار
اغلب فكر مي كنيم از بس گرفتاريم به خدا نميرسيم
غافل اينكه از بس به خدا نميرسيم گرفتاريم
مالت رو سفت بچسب همسایه رو دزد نکن
پیرمردی که اونجا بود رفت جلو و دست گذاشت روی شونه شوهر اون خانم بدحجاب و گفت : پسرم مالت رو سفت بچسب همسایه رو دزد نکن !!!
با همون حالت عصبانی پرسید منظورت چیه پیر مرد؟ جواب داد : خودت رو یه لحظه بزار جای اون جوون و به خانمت خوب نگاه کن ببین چی می بینی؟
مرد عصبانی رنگش قرمز شد و دیگه صدایی ازش در نیومد و با عجله دست خانمش رو گرفت و سوار تاکسی شدن و رفتند…
فقط خدا میداند...
رسول مهربانی محمد مصطفی (ص) به امّ سلمه فرمودند : ای امّ سلمه وقتی زن باردار میشود، اجری دارد همانند کسی که با جان و مالش در راه خداوند عزوجل جهاد میکند. هنگامی که وضع حمل میکند به او گفته میشود که گناهانت بخشیده شد، پس عمل از نو آغاز کن و وقتی فرزندش را شیر میدهد، در برابر هر بار شیر دادن به او پاداش کسی را میدهند که برده ای از نسل اسماعیل (ع) را آزاد کرده باشد…
بحار الانوار ج 100 ص 251
ثوابهایت را در کیسهٔ سوراخ نریز.....
آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) فرمودند:
وضو میگیری، اما در همین حال اسراف میکنی
نماز میخوانی اما با برادرت قطع رابطه میکنی
روزه میگیری اما غیبت هم میکنی
صدقه میدهی اما منت میگذاری
بر پیامبر و آلش صلوات می فرستی اما بدخلقی می کنی
دست نگه دار بابا جان!
ثوابهایت را در کیسهٔ سوراخ نریز…..
ثبت نام در ختم قرآن
با مدد خانم فاطمه زهرا (س) در نظر داریم ختم قرآنی داشته باشیم، اگر تمایل به شرکت در این ختم پر برکت دارید آمادگی خود را در قسمت نظرات اعلام نمایید.
سبز : انتخاب شده آبی : انتخاب نشده
جزء اول | جزء دوم | جزء سوم | جزء چـهارم | جزء پنـجم |جزء ششـم
جزء هفتم | جزء هشتم | جزء نهم | جزء دهم |جزء یازدهم | جزء دوازدهم
جزء سیزدهم | جزء چـهاردهم | جزء پـانزدهم | جزء شـانزدهم | جزء هفدهـم
جزء هیجدهم | جزء نوزدهم | جزء بیستم | جزء بیست و یکم | جزء بیست و دوم
جزء بیست و سوم | جزء بیست و چهارم | جزء بیست و پنجم | جزء بیست و ششم
جزء بــیست و هفتــم | جزء بــیست و هــشتــم | جزء بیــست و نـهم | جزء ســــــــــی
مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد....
مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد… فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.
مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند : این نامه از طرف عزیزترین کس ماست. سپس بدون این که پاکت را باز کنند ، آن را در کیسه ی مخملی قرار دادند …
هر چند وقت یکبار نامه را از کیسه درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در کیسه می گذاشتند… و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.
سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود،
از او پرسید : مادرت کجاست ؟
ادامه مطلب در صفحه بعد
صفحات: 1· 2
از چه نوع آرایشی استفاده می کنی؟
از دختر جوان و چادری پرسیدند:
از چه نوع آرایشی استفاده می کنی؟
گفت:
برای لبانم راستگویی
برای صدایم ذکر الله
برای چشمانم چشم پوشی از حرام
برای دستان کمک و یاری به مستمندان
برای پاهایم ایستادن برای نماز
برای قامتم سجده برای خدا
برای قلبم حب الله
برای عقلم دانایی
برای خودمم ایمان به وجود الله
به امید روزی که همه مون بنده ی واقعی بشیم برای مهربونترینمون
آیا می دانید فلسفه سجود چیست ؟
از امیرالمؤمنین امام على(علیه السلام) از فلسفه سجده اول سؤال شد، حضرت فرمود: سجده اول به این معنا است که خدایا اصل ما از خاک است. و معناى سربرداشتن از سجده این است که خدایا ما را از خاک خارج کردى.
و معناى سجده دوم، این است که خدایا دو باره ما را به خاک برمى گردانى. و سربرداشتن از سجده دوم به معناى این است که خدایا یک بار دیگر در قیامت از خاک بیرونمان خواهى آورد.
سُئِلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَنْ مَعْنَى السُّجُودِ فَقَالَ مَعْنَاهُ مِنْهَا خَلَقْتَنِی یَعْنِی مِنَ التُّرَابِ وَ رَفْعُ رَأْسِکَ مِنَ السُّجُودِ مَعْنَاهُ مِنْهَا أَخْرَجْتَنِی وَ السَّجْدَةُ الثَّانِیَةُ وَ إِلَیْهَا تُعِیدُنِی وَ رَفْعُ رَأْسِکَ مِنَ السَّجْدَةِ الثَّانِیَةِ وَ مِنْهَا تُخْرِجُنِی تَارَةً أُخْرَى»
علل الشرایع، شیخ صدوق، ج 1، ص 262
مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 82، ص 139
سفری از خود من تا به خودم
عازم یک سفرم ، سفری دور به جایی نزدیک
سفری از خود من تا به خودم ، مدتی هست نگاهم
به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست
فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه بارش باران رحمت الهی مبارک
التماس دعا
دعای شما ۱۷۵ نفر برگشت نمیخورد
پس از واکنشهای متعدد نسبت به بازگشت پیکرهای مطهر ١٧٥ غواص شهید در عملیات کربلای ۴ .
نمیدانم دستانتان را از پشت بسته بودند یا از روبهرو ولی حتما خیلی وقت گذاشتند كه یكی یكی دستانتان را به هم ببندند و دورش طناب بكشند. نمیدانم آنها چند نفر بودند كه شما ١٧٥ نفر را به دام انداختند. نمیدانم چه گودال عظیمی حفر كردند تا ١٧٥ سرباز را داخلش بیندازند. نمیدانم نشسته بودید یا ایستاده، نمیدانم یكی یكی داخل گودال پرتتان كردند یا گروهی اصلا چه میدانم كه در آن روز، شاید هم شب چه آمد بر سر شما. نمیدانم در آن روزهای زمستانی سال ۶۵ با چه نقشهای غافلگیرتان کردند. نمیدانم آن فرمانده سنگدل، چطور دلش آمد به چشمهای معصوم شما نگاه کند و چنین برنامهای برای کشتنتان بریزد.نمیدانم لحظههای آخر که نمیتوانستید دستهای هم را بگیرید و خداحافظی کنید، چه حرفهایی بینتان رد و بدل شد. چه قرارهایی با هم گذاشتید.
ادامه در صفحه بعد(حتما بخونید)
صفحات: 1· 2
اصلاح نفس خويش
الإمام عليّ عليه السلام: أَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنْ إِصْلاحِ نَفْسِهِ. [غررالحكم ج2 ص436]
امام عـلى عليه السلام فرمود: ناتوان ترين مردم كسى است كه از اصلاح نفس خويش و خودسازى عاجز باشد.
«اصلاح نفس» يعنى ايجاد اين دگرگونى و تبديل «رذايل» به فضايل و جايگزين ساختن خوبيها و محاسن به جاى بديها و معايب و كاشتن گُل و زدودن خار.
«اصلاح نفس» به يك معنى راحت تر و عملى تر از اصلاح ديگران است، چرا كه انسان هم به خلق و خوى و روحيات و زمينه هاى روحى خود آشناتر و هم براى انجام كارهايى در مسير اين اصلاح، برخود مسلط تر است تا بر ديگران.
اگر ديگران از ما «حرف شنوى» نداشته باشند، خودمان كه مى توانيم به دانسته ها و صلاحديدهايمان عمل كنيم و مطيع عقل و وجدان و باورهاى مكتبى خود باشيم.
اگر ديگران را نشناسيم، خود را كه خوب مى شناسيم.
پس، كسى كه نتواند به اصلاح خويش بپردازد، ناتوان ترين مردم است، چون زمينه هاى اين تغييرات بهينه در خود او فراهم تر است تا ديگران.
آنان كه شعار «اصلاح جامعه» را مى دهند، خوب است گامى هم در مسير «خودسازى» خود بردارند و «اصلاح خود» را مقدمه «اصلاح ديگران» قرار دهند.
اصلاح را از خود شروع كنيم.
احادیثی درباره ی امام علی(ع)
حدیث (1) پيامبر صلى الله عليه و آله:
اَلرّوحُ وَ الرّاحَةُ وَ الفَلَجُ وَ الفَلاحُ وَ النَّجاحُ وَ البَرَكَةُ وَ العَفوُ وَ العافيَةُ وَ المُعافاةُ وَ البُشرى وَ النَّصرَةُ وَ الرِّضا وَ القُربُ وَ القَرابَةُ وَ النَّصر وَ الظَّـفَرُ وَ التَّمكينُ وَ السُّروُر وَ المَحَبَّةُ مِنَ اللّهِ تَبارَكَ وَ تَعالى عَلى مَن اَحَبَّ عَلىَّ بنَ اَبى طالِبٍ عليهالسلام وَ والاهُ وَ ائتَمَّ بِهِ وَ اَقَرَّ بِفَضلِهِ وَ تَوَلَّى الأَوصياءَ مِن بَعدِهِ وَ حَقٌ عَلَىَّ اَن اُدخِلَهُم فى شَفاعَتى وَ حَقٌ عَلى رَبّى اَن يَستَجيبَ لى فيهِم وَ هُم اَتباعى وَ مَن تَبِعَنى فَاِنَّهُ مِنّى؛
آسايش و راحتى، كاميابى و رستگارى و پيروزى، بركت و گذشت و تندرستى و عافيت، بشارت و خرّمى و رضايتمندى، قرب و خويشاوندى، يارى و پيروزى و توانمندى، شادى و محبّت، از سوى خداى متعال، بر كسى باد كه على بن ابى طالب را دوست بدارد، ولايت او را بپذيرد، به او اقتدا كند، به برترى او اقرار نمايد، و امامانِ پس از او را به ولايت بپذيرد. بر من است كه آنان را در شفاعتم وارد كنم. بر پروردگار من است كه خواسته مرا درباره آنان اجابت كند. آنان پيروان من هستند و هر كه از من پيروى كند، از من است.بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 27، ص 92
———————————————-
ادامه احادیث در صفحه بعد
صفحات: 1· 2