Imam Hasan (a.s.) and Amr Bil Maroof (Enjoining good)
Perhaps we all have experienced the situation where we meant to convey a correct criticism with good intentions to a friend, but it has unintentionally leaded to displeasure and annoyance. Have we ever thought about the best way to increase the effectiveness of criticism?
In general, when a person makes a moral criticism, two targets could be sought: (1) the action which the criticizer finds incorrect, (2) the person who has performed the incorrect action. What is painful and burdensome about criticism, and can lead to anger, grudge, and animosity is the damage that hurts one’s pride. Although that person might argue about his action and bring proofs for its correctness, in reality, he is defending “himself", and is attempting to save his esteem and personality.
آیات وقف و انفاق و صدقه
آیاتی که جایگاه وقف و انفاق و صدقه را مطرح می کنند
صاحب عروه الوثقی مینویسد:« وقف خود نوعی از صدقات است که گاهی واژه صدقه نیز به آن اطلاق میشود و نیز گاهی واژه صدقه بر اعم از وقف و اخوات آن یعنی حبس و سکنی و … اطلاق میشود. بنابر این وقف همان صدقه جاریه است. یعنی صدقهای که همچنان جاری و مستمر است. بر خلاف صدقاتی که این چنین نیستند.»
وقف در قرآن و روایات
در آیات عدیدهای از قرآن سفارش به نزدیک کردن قلوب و محبت و مساعدت به نیازمندان شده که 4 دسته آیات را میتوان نام برد که هر یک به نوعی به نقش و جایگاه وقف و انفاق و صدقه اشاره دارند. هر چند لفظ وقف در این آیات و روایات نیامده لکن به گفته اکثر فقها و مفسرین لفظ صدقه به ویژه صرفه جاریه در این بیانات اشاره به وقف است.
وقف
معنای لغوی
وقف در لغت به معنای ایستادن یا به حالت ایستاده ماندن و آرام گرفتن است و در اصطلاح فقهی، عقدی است که ثمره آن حبس کردن اصل، و رها کردن منفعت آن است.
به عبارت دیگر؛ «حبس کردن چیزی از طرف مالکش به وجهی از وجوه، به نحوی که فروش آن ممنوع باشد، به ارث منتقل نگردد قابل هبه نباشد، فروخته نشود و به رهن و اجاره و عاریت و از این قبیل داده نشود و صرف کردن آن مال در جهتی که واقف تعیین کرده است»
اقسام وقف
وقف به اعتبار موقوف علیه به عام و خاص تقسیم می شود.
وقف عام، وقفی است که مقصود از آن امور خیریه است و مخصوص دسته و طبقه معینی نیست مانند وقف بر فقرا، وقف بر طلّاب و مدارس و مساجد، و مقابل آن وقف خاص است و آن وقفی است که مخصوص دسته معین و خاصی است، مانند وقف بر اولاد یا افراد و یا طبقه ای خاص از مردم.
وقف برای ولی عصر(عج)
یکی از جلوهها و جنبههای مهم، حساس و زیبای اسلام، سنت حسنه وقف است که همواره برکات و آثار فراوانی برای جهان اسلام داشته و دارد. آنچه بسیار زیبا و شنیدنی است، تنوع دنیای وقف است. واقفین و نیکاندیشان محترم بنا بر شرایط زمان از داراییهای خود در زمینههای مختلف، خدمات بزرگی به فرهنگ و تمدن اسلامی نمودهاند. در حال حاضر از حیث تنوع نیتها، کشور ما رتبه اول را دارد که در همه زمینهها تقریبا وقف داریم، حتی وقفهای مهدوی نیز کم و بیش وجود دارد.
وقف مهدوی چرا؟
1. ضرورت نواندیشی در عرصه وقف
2. ضرورت طرح و گسترش فرهنگ مهدوی
این دو عامل بسیار مهم بهترین پاسخ به چرایی وقف مهدوی است.
با نگاهی گذرا به موقوفات، روشن میشود که این سنت پسندیده همواره با زمان و مکان در ارتباط تنگاتنگ بوده و همراه با شکل گیری نیازها و فرصتها تنوع و صورتهای مختلف پیدا نموده است.
جایگاه وقف در سیره و کلام امام حسین (علیه السلام)
وقف را باید یکی از ویژگیهای نظام حقوقی و اقتصادی اسلام دانست که در قرآن و روایات اسلامی به طور گسترده ای مطرح شده و اهل بیت علیهم السلام خود جزو اولین واقفان جهان اسلام هستند.
وقف در سخن و سیره امام حسین (ع) نمود خاصی داشته است. در حدیثی آمده است : امام حسین (علیه السلام) زمین و اشیایی را که ارث برده بود پیش از این که تحویل بگیرد، وقف کرد.
همچنین در روایتی آمده است : هنگامی که به امام حسین (ع) خبر دادند «عبدالله بن عامر» - از کارگزاران بنی امیه - چنین و چنان وقف کرده و عده زیادی برده آزاد کرده است، فرمود: «مَثَل عبدالله بن عامر همانند کسی است که از حاجیان و راهیان خانه ی خدا سرقت کرده و سپس اموال دزدی را صدقه می دهد .» آنگاه افزود: إِنَّمَا الصَّدَقَةُ الطَّیِّبَةُ صَدَقَةُ مَنْ عَرِقَ فِیهَا جَبِینُهُ وَ اغْبَرَّ فِیهَا وَجْهُهُ وقفی پاکیزه، وقفی کسی است که در راه کسب آن پیشانی اش عرق کرده و صورتش غبارآلود شده است .» وقتی از امام صادق علیه السلام سؤال شد: «منظور حضرت سید الشهداء علیه السلام چه کسی بوده است؟» فرمود: «علی بن ابی طالب علیه السلام .» (1)
تأثیر وقف در زندگانی اخروی
یکی از تمهیداتی که نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام) برای حفظ و بقای جامعه اسلامی اندیشیدهاند مسئله وقف است.
وقف پشتوانه خدمات گوناگونی است که فرد و جامعه بدان نیاز دارند. متدینان برای جلب رضای خدا در زمان حیات خویش بخشی از اموال خود را برای کارهای خیر و ماندگار از مالکیت خود جدا و آن را برای خدمات عمومی وقف میکنند. چنانکه از دیرباز تا کنون بیشتر اماکن رفاهی و خدماتی مانند کاروانسراها، استراحتگاههای بین راهی، آبانبارها، قناتها و مراکز عبادی مانند مساجد و حسینیهها و مراکز علمی مانند مدارس و کتابخانهها و مراکز بهداشتی مانند بیمارستانها و درمانگاهها از طریق سنت وقف تأسیس و نگهداری شده است و بخشی از تمدن اسلامی مرهون این پدیده مبارک است و جوامع بشری همواره نیازمند اینگونه کمکهای ثابت و ماندگارند. در منابع اسلامی و روایات اهل بیت (علیهم السلام) به خیر ماندگار و صدقه جاریه سفارش شده و اجر و پاداش وقف یادآوری شده است.[1]
تاريخچه وقف در ايران
تاريخچه وقف در ايران
ايران
راجع به وضعيت اوقاف ايران در سدههاي اوليه بعد از اسلام، اطلاعات گويايي وجود ندارد و معلوم نيست كه در اين دوران موقوفات به صورت مستقل و از طريق متولي اداره ميشده، يا اينكه دولتها هم در آن دخالت داشتهاند. طبق اسناد تاريخي موجود، در ايران «ديوان اوقاف» در نيمه دوم قرن چهارم هجري به وجود آمده و با تأسيس آن، دولتها كاملاً در مسائل وقف دخالت كردهاند. حتي قسمت مهمي از مخارج دولتها از درآمد همين اوقاف تأمين شده است.
در دوران سلجوقيان و مخصوصاً در زمان سلطنت آلب ارسلان و ملكشاه كه خواجه نظام الملك وزارت آنها را برعهده داشت، موقوفات زيادي به خصوص در احداث مدارس «نظاميهها» وجود داشت، طوري كه جمع موقوفات اين مدارس به شصت هزار دينار ميرسيد.
در مقدمه تاريخ كرمان آمده:
وقف مصداق انفاق نيكو
«و اقرضوا الله قرضاً حسناً و ما تقدموا لانفسكم من خير تجدوه عند الله هو خيراً و اعظم اجراً«؛ «در راه خدا قرض الحسنه بدهيد و هر آن چه از كارهاي خير كه براي خود پيش انديشي كنيد، آن را بهتر و بزرگ تر نزد خداوند خواهيد يافت.»(سوره مزمّل،20)
در اين آيه، از كلمه ي ” خير"مي توان بر مدّعا استدلال كرد و هم مي توان ياري گرفت؛ زيرا همان گونه كه پيش تر اشاره شد، خير به معناي هر كار خوبي است، چنان چه مرحوم علامه طباطبايي در تأكيد اين مدّعا گفته:«عبارت” من خير” بيان ” ما” است و مقصود از خير، مطلق است اعمّ از واجب و مستحب.»(طباطبايي، 1380، ج20، ص 442)
در مورد” قرضاًًحسناً ” مي توان گفت در تفسير اين كلمه، موارد چندي بيان شده؛ از جمله برخي گفته اند: اقرضوا الله قرضاً حسناً، يعني اموال خود را انفاق كنيد، انفاق نيكو كه موافق رضاي خدا باشد. در اين صورت، اين جمله امر به ساير خيرات و يافتن جزاي بسيار در آن از سوي خداوند است. بعضي معتقدند كه مقصود، انفاق از پاكيزه ترين مال بر اهل استحقاق و مراعات نيّت و طلب رضاي خداوند است.
نگاه رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) به مقوله وقف
مقام معظم رهبری فرموده اند اكنون فرصت مغتنمي براي اجراي اين حكم پيشرفته و والاي اسلام است. از اين فهميده ميشود كه نگاه آقا همان نگاه پيامبر اكرم و ائمه اطهارعليهمالسلام است. رهبر معظم انقلاب نظرشان بر اين است كه اين حكم اسلامي بايد در جامعه رونق پيدا كند و ابعاد آن به لحاظ تاريخي، اجتماعي، اسلامي و اخلاقي و ديني تبيين شود و به جامعه اطلاعرساني شود.
ايشان انتظار دارند كه عموم جامعه بهخصوص كساني كه از ثروت برخوردارند، نسبت به اين سنت حسنه پيامبر اكرم و ائمه(ع) اقدام كنند. از سازمان اوقات و ادارات وابسته نيز انتظار دارند كه مردم را ـ بهخصوص متمكنين را ـ به اين سنت حسنه تشويق كنند.
البته تشويق هم دو بعد دارد. هم تشويق زباني و هم تشويق عملي است. تشويق زباني همان تبليغ است. اينكه ابعاد مختلف و احكام وقف تبليغ و با استفاده از رسانهها در جامعه مطرح و فرهنگسازي شود.
دلیل پشت سر هم خواندن نماز ظهر، عصر و مغرب، عشاء
اصولا با هم يا جدا خواندن نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء يكي از اختلافات شكلي در نحوه انجام نماز بين شيعه و سني است كه شيعيان معمولا اين دو نماز را با هم مي خوانند و اهل سنت معمولا جداي از هم؛ يعني به طور معمول شيعيان نمازهاي پنجگانه خود را در سه نوبت مي خوانند و اهل سنت در پنج نوبت و در هر حال هر دو عمل صحيح است؛ ما نيز همانند اهل سنت معتقديم كه جدا خواندن نمازهاي فريضه در پنج نوبت عملي بهتر و مطابق سنت پيامبر و امامان است، اما نبايد از ياد برد كه اين امر به معناي ضرورت و لزوم اين عمل نيست.
به عبارت روشن تر از نظر شيعه با هم خواندن نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء امري جايز و مستحب - و نه لازم - است و منشا اصلي عملكرد فقهي شيعيان همين منابع روايي قطعي است كه براي شيعيان معتبر است و خود امامان معصوم كه پيشواي ما در انجام امور ديني هستند اين گونه نماز خواندن را تجويز نموده اند، در عين حال اگر فردي امكان و تمايل به جدا خواندن نمازها داشت. بسيار خوب است كه چنين كند همان گونه كه در برخي مساجد شيعه همين گونه عمل مي شود .
احکام وصیّـت - حضرت آيتالله بهجت قدسسره
وصیّت آن است که انسان سفارش کند بعد از مرگش برای او کارهایی انجام دهند، یا بگوید بعد از مرگش چیزی از مال او ملک کسی باشد، یا برای اولاد خود و کسانی که اختیار آنان با اوست قَیِّم و سرپرست معین کند، و کسی را که به او وصیّت میکنند، وصیّ میگویند.
«٢١۶٣» پدر و جد پدری که بر اطفال ولایت دارند در صورتی که یکی از آنها زنده است، میتواند وصیّت کند که سرپرستی اطفالش برای شخص دیگری باشد، و همینطور میتواند وصیّت کند که شخص دوم نیز، بعد از خود شخص سومی را بهعنوان سرپرست اطفال انتخاب کند، ولی این حق برای مادر ثابت نیست، بلکه قَیِّم اطفال ولیّ شرعی آنها است.
«٢١۶۴» کسی که میخواهد وصیت کند، بنابر اظهر میتواند با اشارهای که مقصودش را بفهماند، وصیت کند اگرچه لال هم نباشد.
«٢١۶۵» بنابر اظهر انسان میتواند وصیت خود را بهوسیله نوشتن انجام دهد.
حقوق متقابل زن و شوهر
اطاعت زن از شوهر
176. اطاعت زن از شوهر در چه امورى واجب نيست؟
ج. فقط در امر استمتاعات و خروج از منزل واجب است.
محدوده اطاعت از شوهر
177. آيا اطاعت از شوهر در تمام امور حلال و شرعى واجب است يا فقط در مسايل مربوط به تمكين و مقاربت محدود مى شود؟
ج. زنى كه عقد دايم شده، نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود و بايد خود را براى هر لذتى كه او مى خواهد تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند.
شوهر شفیعی برای زن
بسیار شده که ما بین خود و خدایمان به دنبال شفیع می گردیم از قرآن گرفته تا وجود مبارک انبیاء و ائمه ی اطهار علیهم السلام . اما در رابطه ی زناشویی ز رابطه ی بین زن و شوهر ، برای زن شفیعی بین خود و خدایش موجود است که شفیع خوبی است که بسیاری از زنان جامعه ی ما از آن غافل اند . لطفا خانم های عزیز خوب به حدیث زیر توجه فرمایند:
قال الصادق علیه السلام: و لاشفیع للمرءة انجح عند ربها من رضا زوجها
ترجمه : و هیچ شفیعی برای زن نزد پروردگارش موفق تر از رضایت همسرش نیست .
منبع: اضاءات فی طریق الزواج ، صفحه ی 247 ، آیةالله سید عادل علوی دام ظله
ارتباط قوی همراه با محبت
پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم می فرماید:
او( یعنی فاطمه(س)) را همچون خود ندانید، فاطمه حوریه اى است در لباس انسان. من هر زمان مشتاق بهشت مى شوم او را مى بوسم. فاطمه زهرا علیها السلام گل است…..
باید دانست که پدر باید سعی کند ارتباط تنگاتنگی با دخترش داشته باشد که البته این موجب ازدیاد و استحکام رابطه ی آنها می شود….
منبع: الگوی رفتاری حضرت فاطمه زهرا علیها السلام ، حلیمه صفری ، صفحه ی ٣٤ ، ٣٥
واسطه ی کار خیر
حضرت خدیجه همسر گرامى پیامبر علیها السلام به وسیله فاطمه علیها السلام از پیامبر خواهش کرد تا همان عبایى را که در حین نزول وحى به سر مى کشید کفن او قرار دهد…..
پیامبر علیه و اله السلام نیز عبا را براى خدیجه داد، در همین هنگام جبرئیل نازل شد و گفت: یا رسول الله سلام بر تو و خدیجه باد، خدایت مى فرماید: خدیجه هر چه مال داشت در راه ما داد، تو عباد خود را نگه دار، من کفن خدیجه را از بهشت آوردم و آن کفن رحمت و مغفرت است…..
به یاد داشته باشیم که انسان اگر بتواند واسطه ی یک کار خیر بشود بدون این که کاری خلاف شرع انجام بدهد ، باید سعی کند که انجام دهد……
منبع: الگوی رفتاری حضرت فاطمه زهرا علیها السلام ، حلیمه صفری ، صفحه ی ٢٨ ،٢٩